زندگی یک چمدان است که می آوریَش...بار و بندیل سبک می کنی و می بَریَشخودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم...دستکم هر دو سه شب سیر به فکرش هستمگاه و بیگاه پُر از پنجره های خطرم...به سَرم می زند این مرتبه حتما بپرم...