خرید بک لینک
پیرمرد زرگری به دکان همسایه زرگر رفت و گفت : ترازویت را به من بده تا این خردههای طلا را وزن کنم.
همسایهاش که مرد دوراندیشی بود گفت: ببخشید من غربال ندارم.
پیرمرد گفت: من ترازو میخواهم و تو میگویی غربال نداری، مگر کر هستی؟

ادامه ..

برچسب: نویسنده: آرین فرهادی تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 2:14

صفحه بندی